تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers یک صفا و دو وفا - غیبت من و مریضی و مسافرت
داستان های یک خانواده با وفا و با صفا

بالاخره این مریضی دست از سر ما برنداشته ! هر روز به شکلی بت عیار در آن دیدیم !!! بالله که هم او بود میگفت "ان الویروس" . اما طبیبان هیچ وقعی بهش نگذاشتند و گفتند دورانیست که باید به سر شود. ما گفتیم پس اینکه گویند بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود منظور همینه !! گفتند آری تا باد چنین بادا ! ما هم گفتیم پس بچرخ تا بچرخیم اما ما از رو رفتیم ایستادیم اما او هنوز جوگیر شده داره میچرخه !!! خلاصه از چرخشش من آبریزش بینی و سرفه و گلو درد و صفا هم فقط ازش تصویر داریم صدا نداریم  ! بین دو نیمه مریضی مجبور شدم یک روزه برم ارومیه و برگردم (یعنی صبح برم شب برگردم ) برای مراسم ختم برادر یکی از مدیر پروژهامون که طفلک 4 سال پیش توی تصادف دختر 4 ساله اش رو از دست داده بود خودش هم توسط بی مبالاتی یکی از طبیبان به دیار باقی شتافت ! بگذریم چون ساعت 5:30 دقیقه صبح بلیط گرفته بودند من به همراه یک فروند همکار مرد و دو فروند همکار خانم رهسپار محل تولد زرتشت شدیم . چون مراسم بعد از ظهر بود لذا گفتیم بریم دریاچه و بگردیم و خانمها شب میخواستند بمانند که نیاز به هتل داشتند . توی فرودگاه ارومیه یک کانتری بود و نوشته بود مجتمع مسافرتی "باری"  گفتیم شاید این همون باری ایتالیاست! اما  میگفتند ما توی پاریس ایرانیم  پس چه جوریه؟ متوجه شدیم که بلی اسمش باری و به هیچ جای دنیا وصل نیست کنار دریاچه مجتمع بزرگی به مساحت 60 هکتار ساختند شامل همه چیز ! ورزشهای آبی ، غیر آبی ، هتل و رستوران ، اسب سواری،شتر سواری ،الاغ سواری ، دوچرخه سواری و.... البته بعد از قیمت گرفتن متوجه شدیم که به محض ورود آدمها یک زین بدون جل میندازند روی کول آدم و یک نفر سوار میشه و یک نفر هم از زیر شروع میکنه به دوشیدن!!! گفتیم بریم صبحانه بخوریم خدائیش صبحانه پرو پیمونی نداشت نه نیمرو نه سوسیس نه آب میوه فقط پنیر و خامه و عسل و یک سری مخلفات دیگه وقتی صورت حساب رو داد هوش از سرمون پرید 52900 تومان برای 4 نفر یعنی برای اولین بار به خودم گفتم کارد بخوره به اون شکم !!!! برای همین به همکارها گفتم اگر میخواهید ناهار اینجا بخوریم بشینیم اینجا متن استعفا رو بنویسیم فاکس کنیم تهران !!! که همه موافقت کردند بریم از اونجا !!! اما مزایای این هتل "باری" بسیار ساکت و مناسب برای استراحت و محوطه فوق العاده زیبا پرسنل بسیار مودب و خوشتیپ ( به خصوص خانم ها من توی 4 یا 5 نفر خانمی که دیدم اونجا یکی از یکی زیباتر و خوش لباس تر – امیدوارم که گفتن حقیقت عواقب سوء برای من نداشته باشه ولی چکار کنم من آدم صادقی هستم )  و از مزایای دیگه این هتل که می گفتند آزادیه اون بود هیچکس با هیچکس کار نداشت و به خاطر بسته بودن این محوطه و خصوصی بودن میگفتن نسبت به جاهای دیگه یک کم آزادتر ولی ما که چیزی ندیدیم !!!! خلاصه آژانس گرفتیم و در رفتیم چون نیومده داشتند پوستمون رو میکندن وای به حال اینکه شب هم در خدمتشون بودیم !!!!!!

پرس و جو های ما در مورد رستوران به این نتیجه رسید که بهترین رستوران ارومیه فلامینگو است ولی چون ما ناهار دعوت بودیم به مرده خوری نشد که بریم ! برای سفارش گل اول ما رو بردند جلوی یک گل فروشی رفتیم داخل دیدیم ای دل غافل گل مصنوعی میفروشه ضمن اینکه روی شیشه نوشته بود ماشین عروس ، تاج گل ، دسته گل عروس ، سفارش می گیریم ! فهمیدیم که گل مصنوعی هم میشه برای این کارها استفاده کرد!!! نمیدونم شاید در سال اصلاح الگوی مصرف همین روش به همه شهرها سرایت کنه . خلاصه بعد از کلی گشتن نزدیک محل مسجد یک گل فروشی پیدا کردیم که هم گل مصنوعی میفروخت هم طبیعی ! ما هم سفارش سبد گل دادیم و رفتیم برای ناهار .  در مسجد رسم بر اینه که شما اول سرت رو میندازی پائین میری داخل میشینی اصلا هم با صاحب عزاها کار نداری وقتی مستقر شدی یک فاتحه میخونی بعد بلند میشی سرپا به صاحبان عزا تسلیت میگی نه اینکه بری جلو نه !! همانجا که هستی یعنی سخنران مجلس هر ... میخوره ، مداحه داره خودش رو جر میده ، قاریه داره قران میخونه ، اصلا مهم نیست بلند میشی و با صدای رسا که صاحبان عزا بشنوند سر سلامتی میدی !! آنها هم باید جواب بدهند . شما حساب کن که چند نفر توی مجلس ختم میان به همین منوال باید عمل بشه! خلاصه چون بلیط برگشت ما از تبریز بود ساعت 16:30 از ارومیه در اومدیم به سمت تبریز و این پل معروف روی دریاچه هم دیدیم از نکات جالب اینکه مثل اینکه سد سازی شده از ارکان سازندگی دو.لت.ها و بواسطه اون دارن خواهر و مادر محیط زیست رو با هم فامیل می کنن نمونه بارزش دریاچه ارومیه تمامی رودخانه های ورودی به دریاچه را به خاطر سد بسته شده برای رونق کشاورزی و جالب اینجاست دریاچه در حال از بین رفتنه یعنی دریاچه از محل جاده تبریز به ارومیه چیزی نزدیک به یک کیلومتر نسبت به چهار سال پیش که من رفتم  عقب نشسته و موج شکنها تبدیل به نمک شکن شده و مسئله اساسی اینجاست که نمک باقیمانده الان داره به سمت محیط اطراف برده میشه و تا 10 سال آینده دیگه باغهای اطراف خاک نحواهند داشت !!!!!

اینهم ثمره توسعه و پیشرفت در زمینه کشاورزی !

راستی چرا باید ما هم کشور کشاورزی و هم صنعتی باشیم ولی عملا هیچکدوم هم نیستیم و داریم همه رو از بین می بریم البته در زمینه کشاورزی بدجوری گند زدیم هرچند پشت کدوم تپه رو نری..ده باقی گذاشتیم؟   

ارادتمند وفا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/22ساعت 10:52  توسط صفا و وفا و پانته ا  |