تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickers Lilypie Kids Birthday tickers یک صفا و دو وفا - پايان كودكي
داستان های یک خانواده با وفا و با صفا
روز پنجشنبه ۲۸ خردادماه ۱۳۸۸ پانته آ از پيش دبستاني فارع التحصيل شد و آماده رفتن به دبستان مي شود

فارغ المهدکودکی پانته آ

مراسم ساده برگزار شد و در طول آن من و وفا نظاره كرديم و اشك به چشم آورديم و بغض فرو داديم و براي رضايت دختر يكي يكدانه مان به زور لبخند زديم.

سال ۱۳۵۷ من فقط يك سال از حال حاضر پانته آ بزرگتر بودم و والدينم آرزوها و برنامه هاي زيادي برايم داشتند. شايد از امروز من اميدوارتر بودند.  ولي امروزُ، من فقط نگرانم، نه براي خودم و زندگيم كه براي پانته آ كه وقتي همسن من مي شود آرزوهاي بر باد رفته نداشته باشد.

ارادتمند صفا

پینوشت صفا :
۱-   هنوز ثبت نام پانته آ به دلیل بهانه های مدرسه هنوز انجام نشده است ولی داره حل میشه مجبور شدم از بند پ استفاده کنم.

۲- هر کاری کردم نتونستم عکس پانته آ را بگذارم سایتهای آپلود عکس یا فیلتر هستند یا اصلا نمیشه باهاشون کار کرد اگر راه حلی سراغ دارید کمک کنید

پینوشت وفا : حال بدی دارم نمیتونم بگم چه حسی دارم . مجموعه همه حسهاست . حس کسی که بهش توهین شده بعد تو سرش هم زدند و گفتند خفه شو ! و همینطور حس کسی که به شعورش توهین شده ! حس کسی که عصبانیه ! حس کسی که مغمومه ! حس کسی که بهش تج.ا.و.ز شده ! حس کسی که خر فرضش کردند ! حس کسی که بغض داره نه میترکه نه برمیگرده ! حس کسی که گیجه و نمیدونه چه گ.ه.ی بخوره ! تا قبل از این فکر میکردم هرکسی که بخواد از این کشور بره پس کی میمونه ؟ من باید بمونم به خاطر خودم ، کشورم ، خانوادم ، اما الان میگم ....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 9:58  توسط صفا و وفا و پانته ا  |